| درگیری شدید لفظی اردوغان و پرز در اجلاس داووس، جای خالی کردها!؟
2009 01 31 - 10:51 بیژن قهرمانی بر اساس آنچه رسانههای غربی از نشست کنفرانس << مجمع اقتصاد جهانی >> در داووس سوییس گزارش کردهاند در عین انجام میزگرد کنفرانس بحران '' غزه '' که با حضور شیمون پرز ، رییس جمهور اسرائیل ، رجب طیب اروغان ، نخست وزیر ترکیه ، بن کی مون ، دبیر کل سازمان ملل متحد ، عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب انجام شد درگیری شدید لفظی بین نخست وزیر ترکیه و رییس جمهور اسرائیل بر سر مسائل پیش آمده در جنگ 22 روزه غزه در گرفته است . که پیامد آن ترک میزگرد از طرف آقای اردوغان بود. رجب طیب اردغان در این نشست عزه را به زندانی با آسمان باز تشبیه کرده است ، که به ذن ایشان تمام راهای مراسلاتی آن بسته است ..............و! از این زاویه به سخنان اردغان نگاه کردن شاید بی اساس نباشد که در تائید آن ، کشتار 22 روزه مردم غزه از زمین و آسمان به باد انتقاد گرفت . اما چرا نه حافظه کسی مثل '' پرز '' در آن میزگرد به هوش آمد نه وجدان به خواب افتاده ''اردوغان '' بیدار شد که همان زندان بسته در کردستان ترکیه بر سر بیست میلیون کرد ایجاد شده است افکار عمومی جهانیان تا این تاریخ از زمان همچنان ساکت است در برابر نسل کشی دولت ترکیه علیه کردستان ، چرا در این مناقشه این واقعیت بیان نشد که بر اساس کدام کنوانسیون بین المللی ترکیه به بمباران و توپ باران کردستان میپردازد و هیچ کس هم لب به اعتراض نمیگشاید!؟ در مناقشهای اخیر بین << حماس و اسرائیل >> ترکیه از محدود کشورهای بود که در این زمینه تا دقیقه نود در پس میانجیگری بر آمد. دیپلماسی ایران بیشتر تبلیغاتی و رسانهای بود که ابعاد داخلی داشت تا بار مصرف خارجی ، اکثر کشورهای عربی و مسلمان به علت پشتیبانی از فتح و محمود عباس نتوانستند یا نخواستند وارد این بازی شوند، اتحادیه اروپا در اثر فشار افکار عمومی داخلی خود از کشتار کودکان و افراد غیر نظامی و ویرانی بیش از حد خواستار آتش بس فوری شده بود ، امریکا به دلیل روی کار آمدن دولت جدید '' اوباما '' علارغم دوستی دیرینه با اسرائیل و دشمنی با حماس خواهان پایان آن بود و بقیه کشورها هم به تناسب وضعیت موجود از خود واکنش نشان میدادند. اما ترکیه در این بین از نظر دیپلماسی داخلی و خارجی به مراتب فعالتر از همه این کشورها و حتی مجامع بیناللمللی عمل کرد . در واقع هم نمایندگی '' حماس '' را در مسئله اتمام جنگ بی فرجام به عهده گرفت و هم یك لا قبا میانجیگری این آتش بس بی سرانجام و نتیجه را! از نظر داخلی هم این سیاست دولت ترکیه برای حزب حاکم یک پیروزی و برگ برنده بود ،رفتار آقای '' رجب طیب اردغان '' در اجلاس داووس هم نشات گرفته از همان سناریوی داخلی است که حزب اسلامی حاکم دنبال میکند نشان از اسلامیزه کردن این کشور به شیوههای نوین و از راه شگردهای دیپلماسی جهانی است. اشک تمساع دولت ترکیه برای مردم فلسطین چندان با واقعیت هم خوانی ندارد چون ترکیه از محدود کشورهای مسلمان است که روابط دیپلماتیك خود را با اسرائیل از سر گرفته ، از مشتریان اقتصادی و تسلیحاتی اسرائیل محسوب میشود . مهمتر از این چرا تا این تاریخ از زمان نقش میانجیگرانهای ترکیه در صلح خاورمیانه کم رنگ و یا بی رنگ بوده است در این اثناء پر رنگ شده است؟ چرا در مناقشات بین فتح و حماس که همان ویرانی و کشتار را به بار آورد و باعث دو فاکته شدن حکومت و مردم گردید اقدامی به عمل نیاورد؟ بر همین اساس ترکیه با این اقدام سنجیده خود که همه جوانب آن را در مد نظر دارد میخواهد به اهدافی بلند مدت در ابعاد داخلی و خارجی برسد ، البته از نگاه حزب حاکم که هدف زیاد تر ماندن در قدرت است. دفاع از << حماس ، جهاد اسلامی ، حزب الله لبنان ، گروهای مشابه در عراق >> در دو سال اخیر یکی از سیاستهای ترکیه است که به نوعی در تقابل با سیاستهای غرب و اتحادیه اروپا میباشد ، اما از نگاه آن بخش از افکار عمومی ترکیه که متمایل به اسلام میانهرو، تند رو میباشند مورد قبول است. هر چند این گروها از نگاه روابط بین اللملل در لیست گروهای تروریستی میباشند اما روند سالهای اخیر و تسلط و قدرت برتری انها در منطقه نوعی مشروعیت را برای آنها کسب کرده است ، این از دید امریکایها و اروپائیان پنهان نمانده. ترکیه از این زاویه به بعد خارجی آن نگاه میکند و به دنبال اهداف دراز مدت خود میباشد ! کههم در صدد کم رنگ کردن نقش ایران است در بازی منطقهای و هم به تحرک در آوردن دیپلماسی نوین خود از اوضاع منطقه خاورمیانه . با این نگاه به اوضاع منطقه نگریستن ، ایجاد نوعی تعادل در بین گروهای رادیکال اسلامی ، میانجیگری بین اسرائیل و سوریه بر سر '' بلندیهای جولان '' دخالت در امور داخلی عراق و ..... ترکیه را وارد یک بازی دشوار سیاسی کرده است که به باور نگارنده شاید در کوتا مدت دارای تبعات کمی باشد و اما در آینده زیان آن به از سود خواهد بود. ترکیه با درگیر شدن در این بازیهای منطقهای به دنبال مستحکم کردن جایگاه خود و سبقت گرفتن از سایر کشورهای اسلامی منطقه است و از طرف دیگر عضویت در اتحادیه اروپا خواب را بر چشمان این کشور حرام کرده است . ترکیه از یك طرف به ذن و گمان دوستان منطقهای و اروپایی و امریکایش درگیر جنگ با تروریسم است و از طرفی دیگر با سازمانها و احزاب تروریستی هم پیمان و پیاله شده است!این دو کردار و گفتار در سیاست چندان درست به نظر نمیرسند . کردها ترکیه بر این اساس و رویکرد ترکیه به گروهای مورد بعث باید سیاست و استراتیژی خود را با سیاست دنیا هماهنگ کنند تا شاید عمدهترین حزب درگیر در موضوع حقوق کردها << پ ک ک >> هم از شرایط موجود خلاص پیدا کند و با رویکرد مدنی و دیمکراتیك با دنیا تعامل کند این مهم بیشك از دست نهادها و ارگانهای مدنی کرد در اروپا و امریکا و مبارزات بی پایان مدنی ملت کرد در ترکیه بر میآید . تا این حزب هم از لیست سیاه تروریسم خارج و در اینده دو ملت ترك و کرد وارد اتحادیه اروپا شوند که هر دو از مزایا آن بهره مند خواهند بود. تحرک و عملکرد کردها هم برای خلاصی از این شرایط نامعقول از مهمترین و حیاتی ترین بخش مسئله است . '' کس نخوارد پشت من ، جز ناخن انگشت من ''
|